هم عجیبه هم جالب.تو این یکی دو تا پست گذشته بحث از خدا و آدم و طبیعت کردم اتفاقی مسایلی پیش اومد و کارم به آدمی خورد که اگه ادعای خدایی نکرده ولی داره خون ارباب رجوعاشو تو شیشه می کنه و عملا خدایی می کنه.اما نمیدونه که اون خدا نیست و خدا کس دیگه ایه.اعتقادات و خدا و دین و توکل و همه چیز را هم به خاطر چندرغاز پول برد زیر سوال.این آدم از اون دسته آدماست که اگه دنیا را دستش بدی وااااااااااااای!! میخواد کن فیکون همه چیزو برداره واسه خودش.همون بهتر که آدمی خدایی نکنه! البته با عرض پوزش از کلیه همکاران عزیزم!متاسفانه تو این شهر از این دسته آدما ماشالله کم نیستند.ما را از زمین و زمان سیر کردند.جوابش باشه با خود خود خدا! لجباز....
+ نوشته شده در شنبه 25 مهر1388ساعت 18:56 توسط لجباز |
خب حالا دنیا عوض شد.فرض که بیشترمون موافقت کردیم که باز هم انسان باشیم و باز هم انسان شدیم.حالا میگن اینبار شما همه چیز در اختیارتونه.آب و باد و خاک و زمان و زمین و هرچی که هست آی آدم این ریموتش.برو یه دنیا واسه خودت بساز. برو ببینم ولی هیچ حسابی روی من خدا باز نکن. خودت بساز خودت هم زندگی کن.این تو اینم دنیا.حالا بینم دوست داری دنیاتو چجوری بسازی؟ آیا هنوز هم عشق جایی توی زندگیت داره یا نه؟ آیا باز هم امکان داره غصصه بخوری یا نه؟ آیا این وضعیت خوبه؟ لجباز....
+ نوشته شده در شنبه 21 شهریور1388ساعت 18:49 توسط لجباز |
واکنشهای متفاوت سر یه مسئله مشترک! ۵ تا آدم نشستن دارن با هم پیرامون یه موضوع حرف میزنن هزار تا نظر دارن. به نظر شما اگه آدم قرار بود یه جور دیگه آفریده بشه تو دوست داشتی چطوری باشه؟ حالا اگه قرار بود همزمان با آدم دنیای آدما هم یه جور دیگه بشه چجوریشو دوست داری؟ باز دوست داری گشنه بشی و بدویی دنبال غذا یا نه!اصلا همه جیز یه جور دیگه باشه! اگه حتی تنها کسی هستی که میای اینجا بنویس تا من ببینم آیا یه نفر مشترک النظر پیدا میشه یا نه؟ بچه که بودم وقتی تو ماشین می نشستم وقتی اون ماشینای دیگه از کنارم رد می شدن دیدی یه صدایی مثل وووووو میدن؟من با خودم فکر می کردم که یعنی ما هم وقتی با سرعت کنار اون ماشین رد شدیم برا اون صدا دادیم؟ حالا جواب اونو گرفتم و به بچگیم می خندم.ولی دوست دارم جواب این سوالمو همین حالا بگیرم! که اگه قراره آفرینش این دنیا و این آدم را به تو بسپارن تو چی جوری درستش می کنی؟ لجباز....
با من
+ نوشته شده در پنجشنبه 22 مرداد1388ساعت 18:9 توسط لجباز |
بابا از موقعی که اسم این وب ما شد نان عشق اینترنت دیگه نه کسی بود که ما اختلاطی کنیم نه چیزی می دونیم که بنویسیم.خداییش عشق چیه ؟ از کجا اومد و اگه بخواهیم بیشتر بهش فکر کنیم می تونیم از خودمون بپرسیم اگه خدا این یه قلم چیزو نیافریده بود به جاش چی می تونست آدما را اینجوری به هم پیوند بده.والله چی بگم.روزگار عجیبی شده آدم مخصوصا این ایرانی جماعت سنگ پیدا می کنه یاد می گیره که چجوری ازش پول دربیاره یا چجوری ازش یه استفاده دیگه کنه.این عشق هم قصه ای بس طولانی داره که چون نمیایید بخونید منم نمی نویسم.شوخی کردم.سعی می کنم در مورد عشق بیشتر بنویسم و بیشتر حرف بزنم.چون لامصب کم چیزی نیست.یه همکاری کنید تو پست بعد بیشتر بگیم. لجباز....
+ نوشته شده در یکشنبه 21 تیر1388ساعت 13:41 توسط لجباز |
بابا اینجا را!نه اشتباه نکن اینجا یعنی ایران.ببین ملت و سردمدران ملت دارن چیکار می کنن؟ این مناظره ها به نظرم تنها فیلمهاییه باشن که همه مشتاقانه نگاهشون می کنن ولی خداییش دعوا نگاه کردن هم عجب حالی میده ها.ولی دمش گرم از همه چی که بگذریم به شدت پته این دزدا را روی آب ریخت.نمی خوام وارد این مسایل بشم ولی خداییش موقع رای دادن به همه چیز فکر کنید. راستی اول خرداد هم تولدم بود وقت نکردم بنویسم.تولدم مبارک باشه عزیزم! لجباز....![]()
+ نوشته شده در یکشنبه 17 خرداد1388ساعت 19:11 توسط لجباز |
خدا وکیلی ما آدما چرا اینجوری هستیم؟ تا یه نفر تو رومون می خنده میخواهیم معذرت می خوام سوارش بشیم.تا یه نفر بهمون یه آوانسی میده اولین هدفمون حذف کردن خودشه.تا خدا یه راهی پیش پامون میذاره اولین چیزی که میاد سراغمون غروره.های مگه نمی دونی من کیم؟ خب باش.هر کی نمی خوای باش.نعوذ بالله خدا که نیستی آخرش گیر یه لیوان آبی و گرنه دو روز گیرت نیاد می افتی می میری.به خدا مواظب رفتارمون باشیم.اینا بعدا میشه چماق و راست میاد می خوره تو سر خودمون.به هر چی داریم قانع باشیم و هیچ وقت یادمون نره که انسان از اولش از چی آفریده شده!نگید اینجوری نیستیم. به نظر من آدمی توی بهترین وضعیتش اگه عالم و دانشمند دینی قرن هم باشه هر لحظه تو معرض ابتلا و آزمایشه. مواظب خودتون باشد هر چند فکر نکنم اینجا کسی باشه که اینا را بخونه ولی اگه یه نفر هم اومد حرف مای آستین پاره را گوش کنه!! لجباز....
+ نوشته شده در شنبه 26 اردیبهشت1388ساعت 20:40 توسط لجباز |
سلام سال نو مبارک اگه امروز بیستم فروردین تولد وبمه. تولدت مبارک وب پر برکت! اینا را هم بخونید فکر کنم یه چیزایی بشه ازش فهمید. عشق و عادت! میتونید حدس بزنید که بین عشق و عادت چه رابطه ای وجود داره؟اصلا ایا رابطه ای هست یا نه؟ به نظر شما دو تا آدم که حاضرند برا هم بمیرن اینا عاشق هم شدن یا فقط به هم عادت کردن؟ شده تا حالا مدت زیادی با یه آدمی مثلا جایی زندگی کنی؟ با کسی که قبلا نمی شناختی و حالا به طریقی باهاش آشنا شدی و از قضای روزگار سر و کارتون با هم افتاده! اوایل همه چیز به صورت عادی پیش میره.اما بعد از یه مدت دیگه کم کمک نمیتونی بدون او غذا بخوری جایی بری یا هزار مسئله دیگه!به نظر شما این دو نفر عاشق همن یا فقط به هم عادت کردن؟ حالا اینو بیارید تو یه مقیاس عاشقانه مثل دوستی یه دختر و پسر! خب به صورت کاملا عادی با هم آشنا میشن یه مدت با همند.میگن میخندن خلاصه وقت زیادی را با هم صرف می کنند.حالا کم کم دیگه باید ساعتی یه بار همدیگه را ببینند.با هم حرف بزنند حتی شده تلفنی!طبق عرف میشه گفت این دو تا کم کم عاشق هم شدن.حالا از کجا میشه فهمید این دوتا عاشق شدن یا فقط به هم عادت کردند؟!عادت ریشه دنباله دار ولی سستی را داره.اما عشق نه! عشق ریشه محکم و فنانشدنی داره!دختره بعد از یه مدت مجبوره با خانوادش بره یه شهر دیگه. جدایی!اینجا میشه قضاوت کرد که احساس این دو نفر عشق بوده یا عادت؟!البته نه روزهای اول! گفتیم عشق ریشه بلند و دنباله داری داره!پس کی؟عادت کم کم سرد میشه اما عشق همیشه گرم گرم میمونه!بیایید شما بقیشو بنویسید اگه قبول دارید که رابطه های عادت گونه هزار برابر رابطه های عاشقانه هست. من دیگه حوصلم نمیشه بیشتر از این توضیح بدم. لجباز.... ![]()
![]()
+ نوشته شده در پنجشنبه 20 فروردین1388ساعت 20:27 توسط لجباز |
یه سال دیگه هم تموم شد راستش یه مطلب به نام عشق و عادت نوشتم و ثبت موقت کردم. بمونه واسه آپ بعد انشالله. اومدم فقط سلامی عرض کنم عید باستانی نوروز را به همه تبریک بگم و برم.امیدوارم سال خوب و قشنگ و شادی را پر از برکت و محبت داشته باشید. نوروز ۸۸ مبارک! لجباز....
+ نوشته شده در جمعه 30 اسفند1387ساعت 16:35 توسط لجباز |
یکی از چیزهایی که همه ما تا حالا بارها و بارها باهاش برخورد داشتیم و شاید هم اکثرا حالمونو گرفته چراغ قرمز بوده.خب شاید بعضی وقتها هم خواستیم با بی محلی کردن حالشو بگیریم که یا موفق شدیم یا اونور چراغ قرمز صاحبش واستاده بوده و دست به قلم شده ولی اونچه که مسلمه اینه که اگه داری راهی را میری و به چراغ قرمز برخوردی مجبوری و مکلف که اونقدر صبر کنی تا راه برات باز بشه عجله هم نکن چون اگه عجله جایز بود این چراغه خودش خودبخود برات همون موقع سبز میشد. پس همیشه طمانینه(؟!) داشته باش و خونسردیتو حفظ کن. حالا خیلی خواستی خودتو نشون بدی فقط میتونی غر بزنی و به زمین و زمان فحش بدی. که خودتم میدونی داری خودتو خسته می کنی. پس انرژیتو نگه دار واسه خودت.لازمت میشه! ولی خداییش آیا تا حالا شده یه چراغ قرمز بهت حال داده باشه؟ رو کاغذ اصل چراغ قرمز ضد حاله علتشم اینه که چون واقعا اونورشو نمی بینی که چه خبره ولی وقتی سبز شد و ازش رد شدی شاید به یه چیزای دیگه هم پی ببری.به نظر من هر چیزی به جاش لازمه. زمستون سرماش واجب و لازمه تابستون هم گرماش.چراغ راهنما هم به جاش سبزش خوبه به موقش هم قرمزش.بعضی وقتها این چراغ قرمزهایی که پشت سر هم میان و دادتو به هوا میبرن می خوان یه چیزی بهت بگن.خب ببین چی میگن؟بهت میگن آرومتر؟ تندتر؟ یا اینکه آی داداش زیاد تند نرو بالاخره یکی هست که جلوتو بگیره خیال نکن آخرشی. اما هدف چراغ قرمز همیشه هم حال گیری نیست! تا حالا برات اتفاق افتاده که بخوای یه جایی بری ولی اگه نری بهتره؟امیدوارم اگه خواستی بری اونجایی که نباید بری اینقدر چراغ قرمز بهت بخوره که هیچ وقت نرسی.بیا چراغ قرمز زندگی را هم مثل سیاهی پر کلاغ زیبا ببینیم.... مطمئنم خیلی جاها به دادمون میرسه و شاید تا الانم خیلی جاها به دادمون رسیده باشه. پس هر استپی حالگیری نیست. میتونی آمارشو در بیاری ببینی حق با کیه؟! اگه هر از گاهی یه خوده مطالبم قاطی پاطیه شما به دل نگیرید. آخه تقصیر دله گناه من نیست! لجباز....![]()
![]()
+ نوشته شده در دوشنبه 14 بهمن1387ساعت 9:2 توسط لجباز |
خوبه همیشه حواست به دور و برت باشه.چه کسایی باهاتن ؟!
چه کسایی ازت دورن اما تو را میپان!نگاهها بهت چه جوریه؟ چشمها را خوب نگاه کن.
خیلی راحته بفهمی این چشمی که داره نگات می کنه چشم گرگه یا چشم عاشق یا یه چشم
معمولی! صداها را ضبط کن. خیلی به دردت می خوره.بعضیاش خودشون رفتن
اما بیصدا بهت میگن نرو و تو واقعا نرو. بعضیاش نرفتن اما
پر سر و صدا به تو میگن برو.خوب نگاه کن و گوشکن ببین بری بهتره یا نری.
اگه می خوای بهتر بفهمی به چشمای صدا نگاه کن ببین یه وقت گرگ نباشه.
از ابزارات بهره بگیر. بهترین ابزار بعد از خدا زمانه.زمان یه حلال فوق العاده هست.
خیلی قشنگ ازش استفاده کن. نه ازش بخواه تند بره و نه ازش
توقف بخواه.تو خودتو باهاش هماهنگ کن نه اینکه بخوای اونو با خودت هماهنگ کنی.
ببین یه خورده کار پیش اومد وقت هم پیش اومد بازم میام.
لجباز....
+ نوشته شده در یکشنبه 22 دی1387ساعت 20:24 توسط لجباز |
| ||||||